سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
وب نوشته
وب نوشته
محبّت دنیا خرد را تباه می کند و دل را از شنیدن حکمت باز می دارد و کیفری دردناک می آورد . [امام علی علیه السلام]

>>سعید ( سه شنبه 5/3/88 :: ساعت 11:57 صبح)

در روزهای اخیر اتفاقات و اظهارات عجیبی دیده و شنیده می شود که سؤالات متعددی را در اذهان ایجاد نموده است !
اگر اخبار این روزها را پیگیری کرده باشید می بینید که در برنامه های انتخاباتی کاندیداها خصوصاً کاندیدای منحصر به فرد اصلاحات که با انتخاب رنگی خاص جلب توجه می کند حرکات و حرفهایی دیده و شنیده می شود که به هیچ عنوانی در شأن این نظام مقدس نبوده و مایه تأسف می باشد !
در برنامه تبلیغاتی تلویزیونی این کاندیدا همگان جز توهین به دولت نهم چیز دیگری نشنیدند و برخی اظهارات متناقض این کاندیدای محترم با پیشینه ایشان و یا بیان برخی مطالب پیش پا افتادهکوچه بازاری بجای ارائه برنامه مشخص انتخاباتی برای عموم مردم سؤال برانگیز بود و قطعاً از دید کارشناسان هم پنهان نمانده است .
آقای موسوی در سالهای نخست وزیری خویش معتقد به جنگ با اسرائیل و کمک به مردم لبنان و فلسطین بود ! (نقل به مضمون از مجله پیام انقلاب) مقطعی که کشورمان درگیر جنگی ناخواسته با دشمن بعثی بود و اوضاع اقتصادی مملکت نابسامان ! ایشان در آن مقطع حساس دم از جنگ با اسرائیل و نابودی آن میزد ! ولی الان دیگر به این موضوع نه تنها اعتقادی ندارد بلکه از حمایت های دولت نهم از مقاومت لبنان و مردم مظلوم فلسطین برآشفته می شوند ! راستی ایشان را چه می شود که اینگونه دچار تناقض گویی شدند ؟!
از دیگر نکاتی که ایشان در برنامه تلویزیونی خویش به آن اشاره کردند عدم دسترسی به رسانه ملی طی سالیان گذشته بوده ! آقای موسوی ! به این سوال باید جواب دهند که آیا واقعاً در شانزده سال حاکمیت دولتهای سازندگی و اصلاحات که به مشاور بودن روسای جمهور آن دوران مباهات می کنید! هیچگونه امکانی برای شما فراهم نشد که بتوانید با مردم حرف بزنید ؟ مگر نه اینکه تا سال 73 آقای محمد هاشمی ریاست رسانه ملی را بعهده داشته و برادر ایشان هم در آن سالها رئیس جمهور کشور بوده ؟ چطور به شما اجازه ندادند که شما از این رسانه استفاده کنید ؟ چه دوستان بدی ! یا مگر شما به دوستی و مشاورت با آقای خاتمی رئیس دولت اصلاحات افتخار نمی کنید ؟! پس چگون است که نتوانستید از این موقعیت طلایی برای بیان حرفهایتان به مردم استفاده کنید ؟ واقعاً جای تعجب ندارد ؟ و آیا ارتباط با مردم فقط از طریق رسانه ملی میسر است ؟ اگر به فرض هم رسانه ملی با شما مشکل داشت ! آیا نمی شد از طریق سایر رسانه های ارتباط جمعی مانند نشریات و روزنامه هایی که مثل قارچ در دوره اصلاحات سر برآوردند به بیان نظریاتتان می پرداختید ؟‏ چندین و چند سال است که اینترنت در کشور فعال است و هرکس به سلیقه و میل خود سایت و وبلاگ راه اندازی کرده و به ابراز نظر می پردازد ، آیا این امکان هم برای برقراری ارتباط با مردم برای شما فراهم نبود ؟! یا اینکه همهاین ابزارها هم مثل رسانه ملی با شما مشکل داشتند ؟ یا للعجب ...
آقای موسوی ! منصفانه به دور و بر خود نگاه کنید و ببینید چه کسانی از شما حمایت می کنند ! آیا واقعاً پیروی از خط حضرت امام (ره) یعنی این ؟ یه نگاهی به فیلم مراسم دوم خرداد که در تهران با حضور سردار اصلاحات برگزار شد بیاندازید و ببینید چگونه دختران و پسران هوادار شما به رقص و پایکوبی می پردازند ! لطفاً در شعارهایتان دم از پیروی از خط امام(ره) نزنید و روح آن پیر سفر کرده را نیازارید !
آقای موسوی ! حمایت افراد مسئله دار در عرصه های سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و هنری از شما را چگونه می توانید توجیه کنید ؟ امروز در خبرها حمایت یکی از زنان هنرپیشه از شما را دیدم که واقعاً تأسف خوردم که چه شده است که نخست وزیر دوران جنگ که همه افتخارش به این است ، باید مورد حمایت اینچنین افرادی قرار گیرد ؟
آقای مهندس ! در برنامه رادیویی که بصورت زنده داشتید باز هم بجز انتقاد و تخریب دولت حرفی برای گفتن نداشتید ! مردم از شما برنامه می خواهند ، آیا پاسخ رئیس جمهور در ارتباط با انتقادات را نشنیدید ؟ مگر دولت نهم کشوری بدون مشکل را از دولت اصلاحات تحویل گرفت که بعد از چهار سال اینگونه مورد هجمه قرارش میدهید؟! آیا براستی معتقدید که مشکلات فعلی کشور از سوء مدیریت دولت نهم است ؟ که اگر واقعاً اینطور فکر می کنید باید به حال شما تأسف خورد که حتی یک فرد بیسواد هم می داند که مشکلات کشور تنها در این چهار سال بوجود نیامده بلکه اغلب این مشکلات بجا مانده از دولتهای گذشته می باشد .
آقای موسوی ! به کجا میروید ؟! پل های پشت سرتان را یکی پس از دیگری خراب نکنید ! راهی برای برگشت بگذارید ، چرا که این راهی که شما میروید به ....
آقای مهندس ! حرف بسیار است و مجال اندک ، بقیه مطالب بماند در فرصتی دیگر !!!
  نوشته های دیگران ()
>>سعید ( دوشنبه 28/2/88 :: ساعت 1:27 صبح)


آیت الله العظمی محمد بهجت فومنی در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع دراستان گیلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید.
درباره نام آیت الله بهجت خاطره ای شیرین از یکی از نزدیکان آقا نقل شده است که ذکر آن در اینجا جالب می‌نماید، و آن اینکه:
پدر آیت الله بهجت در سن 16-17 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد و حالش بد می شود به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت:« با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد تقی است. »
تا اینکه با آن حالت خوابش می برد و مادرش که در بالین او نشسته بود گمان می کند وی از دنیا رفته، اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می شود و حالش رو به بهبودی می رود و بالاخره کاملاً شفا می یابد.
چند سال پس از این ماجرا تصمیم به ازدواج می گیرد و سخنی را که در حال بیماری به او گفته شده بود کاملاً از یاد می برد.
بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می گذارد، فرزند دومی دختر بوده، وقتی فرزند سومین را خدا به او می دهد، اسمش را « محمد حسین» می گذارد، و هنگامی که خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می کند به یاد آن سخن که در دوران بیماری اش شنیده بود می افتد، و وی را « محمد تقی » نام می نهد، ولی وی در کودکی در حوض آب می افتد و از دنیا می رود، تا اینکه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره « محمد تقی » نام می گذارد، و بدینسان نام آیت الله بهجت مشخص می گردد.
کربلایی محمود بهجت، پدر آیت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم می پرداخت و اسناد مهم و قباله ها به گواهی ایشان می رسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثی اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام شعر می سرود، مرثیه های جانگدازی که اکنون پس از نیم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است.
باری آیت الله بهجت در کودکی تحت تربیت پدری چنین که دلسوخته اهل بیت علیهم السلام به ویژه سید الشهداء علیه السلام بود، و نیز با شرکت در مجالس حسینی و بهره مندی از انوار آن بار آمد. از همان کودکی از بازیهای کودکانه پرهیز می کرد و آثار نبوغ و انوار ایمان در چهره اش نمایان بود، و عشق فوق العاده به کسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر.
جهت مطالعه کامل زندگینامه سراسر نور و حضور آن عزیز سفر کرده روی لینک زیر کلیک کنید .

زندگی‌نامه آیت‌الله العظمی محمد‌تقی بهجت فومنی(ره) - خبر گزاری فارس

 لینک های مرتبط :


  نوشته های دیگران ()
>>سعید ( جمعه 25/2/88 :: ساعت 10:46 عصر)

گروه سیاسی پلاک‏نیوز- امیر حسین ثابتی- گویا اراده ی تاریخ بر آن استوار شده تا برای همیشه نام "میرحسین موسوی" قرین به "نخست وزیر جنگ" باشد. میرحسین در دهه پنجم عمر خویش نخست وزیر جنگی بود که در یک سوی آن امام (ره)، مردم و آرمانهای اسلام ناب و انقلاب قرار داشتند و در دیگر سو نیز منافقین داخلی و بیگانگان با تمام قوا به جنگ ملت مستضعف آمده بودند ...

اما گذر 2 دهه از آن ایام چنین مقدر نمود تا باز هم جنگ تکرار شود. جنگی که در یک سوی آن آرمان های امام (ره) و انقلاب، مردم و گفتمان عدالت  قرار دارد و در آن سوی میدان نبرد، طرد شدگان از ملت، پدران و برادران احزاب شکست خورده خرد و درشت و سیاست پیشگان سیاسی کاری هستند که بنا بر اقتضای زمان هر از چندگاهی تابلوی اصولگرایی و  اصلاح طلبی خویش را تغییر می دهند تا شاید از رهگذر این منظر، به خواست و اراده خود نزدیک تر گردند و امروز مهندس موسوی خواسته یا ناخوسته در همین جبهه قرار گرفته است. جبهه ای که در یک سوی آن برنارد کوشنر و از سوی دیگر آن مصطفی تاج زاده فریاد مشترکی سر داده اند: «هر کس جز احمدی نژاد» و این حکایت توسعه سیاسی  و احترام به رای ملتی است که با اراده خود به حاکمان قبلی "نه" گفته است.

اگرچه 20 سال از نخست وزیری میرحسین در جنگ تحمیلی گذشته اما این بار نیز موسوی به عنوان نخست وزیر "جنگ به پا شده" گمارده شده است، چرا که وی قبل از آن که با معیاری به نام "رای ملت"  برگزیده شود، از سوی صحنه گردانان اصلی به عنوان نخست وزیر جنگ حاضر معین گردیده است . نخست وزیر جنگ تحمیلی دیگر ابایی ندارد تا مسئولیت شاخه دانشجویی ستاد انتخاباتی خویش را به فردی محول کند که در اسفندماه 84 در مقابل تدفین پیکرهای شهدای جنگ تحمیلی اسائه ادب نمود، میرحسین به راحتی از حرکت کشور در دوران سازندگی به سوی "عدالت" سخن می گوید و البته در این میان جلسات پیدا و پنهان او با مجاهدین انقلاب مبدل به مدال طلای افتخاری شده که برق آن چشمان دلسوزان انقلاب  و حامیان دیروز موسوی را آزار می دهد، و صد البته که دیگر سخن گفتن وی از توسعه جامعه مدنی و پیروی او از "شاه سلطان حسین ها" موضوعیتی برای بحث ندارد.

اما میرحسین باید پاسخ دهد برخلاف گفته خویش که امروز آرمانهای انقلاب را در معرض خطر می بیند و علت اصلی حضور خود را نیر در چنین موضوعی می داند، در سال 80 و 84 با کدام عینک تحولات سیاسی کشور را رصد می نموده و یا شاید هم امروز تعریف وی از آرمانهای انقلاب تغییر کرده است.

و گویا هشدار تاریخی سال 67 امام (ره) که خطاب به وی نوشت: "دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سو ء استفاده کنند" معنای خود را برای همیشه در تاریخ حفظ خواهد کرد ...

  نوشته های دیگران ()
>>سعید ( سه شنبه 22/2/88 :: ساعت 4:10 عصر)

آقای میرحسین موسوی در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد تهران گفت : من اگر در این 20 سال سکوت کرده بودم به این دلیل بود که احساس خطر نکرده و وارد مسایل سیاسی نمی شدم. وی در ادامه افزود : اما اکنون و به خاطر وقایعی که در 4 سال اخیر اتفاق افتاده و هزینه های نظام را زیاد کرده است احساس خطر کرده و آمده ام به شکلی که تا آخر ایستاده ام و دیگر سکوت نخواهم کرد.
تعجب نکنید این مطالب را کسی از خارج ایران عنوان نکرده ، کسی که مطلع از احوال سیاسی ایران نیست بر زبان جاری نکرده ، یک فرد بیسواد یا کم سواد مطرح نکرده ، بلکه کسی این مطالب را گفته که چندین سال در کسوت نخست وزیری این کشور بوده و در مرکز مسایل و تحولات سیاسی زمان خویش بوده و نسبت به اوضاع و احوال ملکت بیگانه نبوده است .
شاید آقای موسوی به بیماری فراموشی مبتلا شده است والا چه کسی است که نداند در این بیست سال سکوت ایشان رفقای و دوستان وی در دوران سازندگی و اصلاحات چه بر سر این مردم و کشور آورده اند !
به نظر میرسد لازم است برای یادآوری مصایب آن دوران مواردی را فهرست وار به یاد آقای موسوی بیاوریم .
جناب آقای موسوی !
تورم ?? درصدی دولت سازندگی خاطر مبارکتان میاد !؟
یادتون میاد که نسخه اقتصادی که متولیان اقتصاد در دولت سازندگی با الگو برداری از غرب برای کشورمان پیچیدند چه بر سر مردم آورد ؟
آیا یادتان میاد که در دولت سازندگی غنی هر روز غنی تر و فقیر هر روز فقیرتر شد !؟
از چپاول بیت المال در شهرداری پایتخت چیزی یادتان نمیاد !؟ حتماً آن دادگاه جنجالی شهردار وقت را بخاطر میاورید !
حادثه غمبار ?? تیر را حتماً بخاطر دارید که چگونه به نظام را به چالش کشیدند و خون به دل آقا کردند !؟
روزنامه های زنجیره ای و خبرسازی های آنا علیه نظام را یادتان میاد ؟
جناب آقای مهندس !
حرمت شکنی های دوستان اصلاح طلب خود را فراموش کردید ؟
اهانت های آقاجری ، سروش ، گنجی ، باقی و لیست بلند بالایی که هر روز با قلم و زبان خود به مقدسات روا میداشتند را بیاد آورید !
ذلت ایران در بحث هسنه ای در دوره اصلاحات را بیاد شما میاوریم که چگونه دست بسته تابع نظرات بیگانگان بودیم و بر اساس خواسته آنان غنی سازی را تعلیق نمودیم .
راستی ! مجلس ششم را یادتان هست ؟ چگونه همانند اپسوزیون عمل میکردند و هر روز داستانی داشتند برای این کشور !
خروج از حاکمیت و استعفاها و اعتصابات کذایی در حکومت اصلاح طلبان را که فراموش نکردید ؟
جناب موسوی ! اگر بخواهیم همه آنچه که بر سر این ملت توسط دوستا اصلاح طلب شما که به دوستی با آنان مباهات می کنید را برشمریم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد اما برای یادآوری خاطر میارک شما همن اندک را عرضه نمودیم .
حال فقط به این سوال ما جواب دهید که حتی یک موارد از موارد فوق و دهها و شاید صدها مورد و معضل دیگر که در این بیست سال سکوت شما بر این کشور تحمیل شد موجب نشد تا شما سکوتتان را بشکنید ؟ یا للعجب !!!
اما در این چهار سال چه اتفاقاتی افتاد که جنابعالی احساس خطر کردید و سکوت افتخارآمیز بیست ساله را شکستید !؟
دستیابی به انرژی هسته ای شاید یکی از این موارد باشه !؟
یا مخالفت صریح و آشکار دولت نهم و شخص رئیس جمهور با رژیم غاصب صهیونیستی !
یا کمکهای بشردوستانه ایران به حزب الله لبنان و فلسطینیان در جنگهای ?? روزه و ?? روزه با رژیم صهیونیستی !؟
یا شاید هم سفرهای استانی رئیس جمهور و هیئت دولت و همدردی با محرومان و مستضعفان !
و یا پرتاب ماهواره امید و دستیابی ایران عزیز به فناوری پرتاب موشک !
و یا توفیقات دیگر دولت نهم در عرصه های مختلف فرهنگی ، پزشکی ، اقتصادی و ... باعث شده تا شما احساس خطر کنید که شاید احمدی نژاد دوباره رأی بیاورد و رئیس جمهور شود و دست اصلاح طلبان دوباره از رسیدن به قدرت کم و کوتاه شود ؟
در خاتمه توجه شما را به این نکته جلب می نماییم که آقای مهندس بار کج هیچ وقت به منزل نخواهد رسید !

  نوشته های دیگران ()
>>سعید ( سه شنبه 15/2/88 :: ساعت 11:25 عصر)

در حالی که مدتی است تبلیغات غیرقانونی و غیر رسمی برخی کاندیداهای شاخص آغاز شده و این اشخاص و طرفدارانشان به انحای مختلف سعی در جلب نظر مردم دارند رسانه ملی هم چند وقتی است که برنامه های ویژه مربوط به انتخابات را در شبکه های مختلف خصوصاً در سیمای جمهوری اسلامی ایران آغاز نموده است . از جمله برنامه هایی که مبادرت به این امر نموده ، برنامه پربیننده 30 : 20 شبکه دوم سیما است که معمولاً در انتهای برنامه روزانه خویش به پوشش اخبار ویژه انتخاباتی کاندیداهای مطرح و سایر خبرهای مرتبط می پردازد تا اینجای کار رسانه ملی خوب و پسندیده است اما این موضوع به همین جا ختم نمی شود بلکه این قصه سر دراز دارد و سر آن هم در دست دست اندرکاران برنامه سازی است که سلایق شخصی خویش را در انعکاس اخبار اعمال می نمایند . حضرات آقایان برنامه ساز و برخی مدیران ارشد رسانه ملی که ارادت خاصی به آقای میرحسین موسوی دارند اشتیاق زیادی در انتشار اخبار مربوط به سفرهای ایشان به استانهای کشور و سخنرانی وی داشته و تقریباً بصورت کامل مبادرت به پوشش خبری آن در برنامه مورد اشاره می نمایند از جمله در  دوشنبه شب (14 اردیبهشت ) بخش عمده این برنامه به تشریح برنامه‌های موسوی در سفر وی به مازندران و سپس نمایش تجمع اعتراض‌آمیز و سخنان برخی هوادران وی در مقابل سازمان صداوسیما اختصاص داده شد و یا اینکه علیرغم حمایت رسمی سعید ابوطالب از موسوی و فعالیت در ستاد ایشان و صدور بیانیه ای با عنوان حمایت جمعی از اصولگرایان از موسوی ، اجرای برنامه زنده «جریان» را که از شبکه اول سیما پخش می شود به نامبرده واگذار می نمایند ! و یا در نمونه دیگر از این علاقه برخی مدیران ارشد صداوسیما به موسوی می توان به یکی از برنامه‌های رادیو ایران اشاره نمود که در آن  رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی به عنوان رئیس ستاد انتخابات کشور جا زده شده و وی در این برنامه اقدام به تشریح برنامه‌های موسوی می‌کند !
حالا از آن طرف هم بشنوید ؛ از توصیه آقای رئیس جمهور به رئیس رسانه ملی که بخاطر پرهیز از شائبه تبلیغ برای ایشان (آقای احمدی نژاد) در روزهای باقیمانده به انتخابات ، از پخش زنده سفرهای استانی هیئت دولت خودداری نموده و اخبار مربوطه را در حد نیاز منعکس نمایند .
واقعاً کسانی که به هر بهانه ای درصدد تخریب شخص رئیس جمهور هستند باید از خجالتی و شرمساری سر بزیر بیاندازند و دم فرو بندند و کمی به اعمال خویش بیاندیشند !
حال سؤال اینجاست که : براستی چرا این قبیل حرکات و اعمال در رسانه ملی بوقوع می پیوندد ؟ شورای نظارت بر برنامه های صدا و سیما چه وظیفه ای در قبال تخلف از قانون در رسانه ملی دارد ؟ رئیس محترم رسانه ملی چرا نسبت به این رفتارها برخوردی از خود بروز نمی دهد ؟  چرا ... و چرا های دیگر !
حرف بسیار است و مجال اندک

تا بعد التماس دعا

  نوشته های دیگران ()
 
فهرست ها
 RSS 
خانه
ارتباط با من
درباره من
پارسی بلاگ

بازدید امروز: 16
بازدید دیروز:  48
مجموع بازدیدها:  12728
منوها
» درباره خودم «


وب نوشته
سعید[8]
رزمنده و در صف جهادیم هنوز/ نابودگر ظلم و فسادیم هنوز/ سوگند به روح قدسی روح خدا/ ما یاور احمدی نژادیم هنوز

» فهرست موضوعی یادداشت ها «

حضرت آیت الله بهجت . وب نوشته .
» آرشیو مطالب «

اردیبهشت 1388 [3]

» لینک دوستان «

APM

» آهنگ وبلاگ «